ابزار هدایت به بالای صفحه

پشتیبانی

CIM و برنامه ‏ریزی فرایند به کمک کامپیوتر - مهندسی صنایع پیام نور گرگان
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
 
مهندسی صنایع پیام نور گرگان
Industrial Engineer Payamenoor Gorgan
درباره مهندسی صنایع


2 گونه تعریف از مهندسی صنایع : 1-مهندسی صنایع را می توان کاربرد اصول و فنون مهندسی مدیریتی به منظور بهبود، طراحی و نصب سیستم هایی شامل انسان، مواد، اطلاعات، انرژی و تجهیزات برای فراهم آوردن امکان تولید کالاها و ارائه خدمات بشکل کارآ و مطلوب دانست. برای بررسی، ارزیابی و کاربرد این سیستم ها، دانش و مهارت های علوم ریاضی، علوم فیزیکی و علوم اجتماعی به همراه فنون طراحی مهندسی موردنیاز است. فعالیت های مهندسی صنایع همانند پلی است که ارتباط بین اهداف مدیریت و عملکرد عملیاتی سازمان را ایجاد می نماید. مهندسان صنایع بیشتر درگیر افزایش بهره وری در مدیریت منابع انسانی، روش ها وفناوری اند. حال آنکه سایر رشته های مهندسی بیشتر درگیر ماهیت فنی فرآیندها و فرآورده ها می باشند. 2-با پیشرفت و تحول سریع علوم و فنون و پیچیدگی های روز افزودن آن، بالطبع نظامهای تولیدی و خدماتی نیز گسترش یافته اند که در این میان اداره صحیح و مناسب این گونه واحدها مستلزم بکارگیری تکنیک های علمی و پیشرفته جهت پیشبینی مدلسازی، برنامهریزی، تأمین و تدارک، اجرا و نظارت و ارزیابی نتایج حاصله در راستای وظایف مدیریتی است. همانطوری که میدانیم فعالیت هر نظام اعم از تولیدی یا خدماتی با اتکا بر فناوری خاص آن امکان تداوم و استمرار دارد و صرفنظر از ماهیت فنی و صنعتی امر، فناوری دارای چهار جز اصلی یعنی شامل ۱) تجهیزات، امکانات تولیدی و خدماتی ۲) مدیریت و سازمان ۳) نیروی انسانی ۴) دانش فنی است. از آنجا که رشته های مهندسی مرسوم نظیر مهندسی مکانیک، برق، ساختمان و ... بیشتر به ابعاد فنی صنعت (مورد ۱ و ۴) توجه دارند. در فرایند کسب و کار رقابتی به تنهایی پاسخگوی مسائل پیچیده خدمات مهندسی و مدیریتی مدرن امروزی که بصورت سیستماتیک تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و باورهای انسانی را در چرخه حیات سیستمهای مورد توجه خود لحاظ نمینمایند نیستند. لذا برای رفع چنین کمبودهایی در قرن حاضر بویژه طی چند دهه اخیر، رشته جدیدی تحت عنوان مهندسی صنایع با بهره گیری از علوم ریاضی، فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و تکنیکها و فنون مهندسی بوجود آمده است. با توجه به مراتب فوق شاید مناسب بود این رشته با عنوان مهندسی مدیریت معرفی میشد، چرا که کاربردهای آن محدود به صنعت نیست و هر موسسه انتفاعی و غیر انتفاعی با جنبه صنعتی یا خدماتی میتواند از فنون و تکنیک های مهندسی صنایع بهره گیرد. مبحث صرف منابع و حصول حد اکثر نتیجه از منابع مصروفی چیزی نیست که منحصر به صنعت یا بنگاه خاصی باشد و امروزه با توجه به کمبود ارتقاع سطح بهرهوری امری ضروری و حیاتی محسوب میشود که نشانگر بستر گسترده برای فعالیتهای مهندسی صنایع نفتی میشود . مهندسی صنایع در حرفه ها و مشاغلی همچون، بانکداری، خدمات مشاورهای، صنعت بیمه، شرکتهای هواپیمایی، کشتیرانی، بیمارستانها، کارخانجات، کشت و صنعت، خدمات شهری، استادیومهای ورزشی و یا هر مکان دیگری که نیاز به برنامه ریزی، هدایت و مدیریت و ارتقا بهره وری میباشد کاربرد دارد. برای ارائه نظرات و پیشنهادات
کاربران سایت
یکشنبه 9 خرداد 1395 :: 09:40 ب.ظ ::  نویسنده : محمد نادرپور

به نام خدا

در اینجا بر روی فرایند ذخیره شده در کامپیوتر، تغییرات لازم صورت می‏گیرد تا کار ساده‏تر، اثربخش‏تر و سریعتر انجام شود؛ 2- CIM و سیستم‏های کنترل عده‏ی: NC روشهایی جهت کنترل ماشین و فرایندها ارائه‏ می‏دهد و خودش روش فرایند تولید نیست؛ 3- CIM و روباتها:در چنین سیستم‏هایی‏ انعطاف‏پذیری قابل توجهی وجود داشته،قابل‏ کاربرد در شرایط عدم اطمینان نیز هستند؛ 4- CIM و کنترل موجودی،کنترل موجودی‏ اولین فعالیتی بود که مکانیزه گشت لکن باتوجه‏ به ارتباط داده‏های مختلف،کلیه عملیات فروش، تولید،مالی و غیره را در برگرفت؛البته با این ایده‏ اصلی که«اطلاعات مشترک مورد استفاده کلیه‏ فعالیتها قرار گیرد». 5- CIM و نیروی انسانی:اگرچه CIM ها کاملا اتوماتیک هستند،لکن برای مدیریت،نگهداری‏ و تعمیرات،برنامه‏نویسی و سایر خدمات به‏ پرسنل نیز نیاز دارند؛

6- CIM و حمل‏ونقل مواد:در CIMS دو نوع‏ سیستم حمل‏ونقل اولیه و ثانویه مطرح است که‏ منجر به انعطاف‏پذیری بیشتر،استفاده بهینه از فضا،کاهش ضایعات حمل‏ونقل و غیره‏ می‏شوند، 7- CIM و کیفیت:در این دیدگاه کیفیت عبارت‏ است از تطابق مداوم با انتظارات مشتری باتوجه‏ به هرینه آن؛ 8- CIM و ارتباطات:ارتباطات عبارت است از انتقال داده بین اجزاء سیستم؛

در یک کارخانه برای اجرای CIMS در کنار داشتن حمایت کلیه دست‏اندرکاران،خصوصا مدیران و آموزش به کارگیری کامپیوتر و با در نظر گرفتن استراتژیها،رقابت،پیشینه‏های تجاری، فنی و انسانی مراحل زیر طی می‏شود:

برنامه‏ریزی درآوردن نیازها آماده‏سازی‏ محیطی اجرا پشتیبانی اجرای‏ موفقیت‏آمیز(بازگشت سرمایه بالا)

و البته مسلم است که در دنیای امروز CIM حرفهای زیادی برای گفتن دارد.

مقدمه

امروزه در سیستم‏های مدیریت تولید (MANUFACTURING MANAGEMENT SISTEMS) تکامل به منزله تلاش در جهت‏ یکپارچه‏سازی تجارت و سیستم‏های مدیریت با فعالیتهای مهندسی و سطح کارخانه است. (شکل 1)به عبارت دیگر سیستم‏های یکپارچه‏ تولیدی کامپیوتری می‏توانند به عنوان‏ عملکردهای مواد و اطلاعات مطرح باشند.در مثلث به تصویر کشیده شده در شکل(1)منظور از CAD طراحی به کمک کامپیوتر CAMṣ(COMPUTER AIDED DESIGN) تولید به کمک کامپیوتر (COMPUTER AIDED MANUFACTURICG) و CAE انجام‏ فعالیتهای مهندسی به کمک کامپیوتر (COMPUTER AIDED MANUFACTURING) است.

قتی که بحث تولید یک محصول پیش‏ می‏آید،می‏توان با کمک سیستم CAD آن را به روط مشخص ترسیم کرد.پس از آنکه شئی‏ مذکور کاملا از جنبه ریاضی در CAD تعریف‏ گردید، CAE به عنوان شبیه‏سازی‏کننده قطعات‏ متحرک و تحلیل‏گر تاثیر شوکها و بارهای‏ متفاوت ممکن عمل می‏کند.سپس در CAM اطلاعات موارد مختلف و خصوصیات مواد اولیه‏ به سیستم برنامه‏ریزی و تجارت (BUSINESS PLANNING SYS.) فرستاده می‏شود تا جهت‏ تهیه مواد اولیه مورد نیاز تولید اقدامات لازم‏ در پیش‏گرفته شود.

بنابراین CIMS نه تنها رابط فیزیکی بسیاری‏ از کامپیوترهای موجود در درون شرکت است، بلکه یک عملگر مدیریتی همه‏جانبه برای‏ داده‏ها،اطلاعات و به طور کلی شرکت از طریق‏ تشخیص ارتباط ما بین نواحی وابسته به یکدیگر و قرار دادن آنها در مسیر سوددهی است.در شکل(به تصویر صفحه مراجعه شود) (2)نشان داده شده است که با اضافه کردن‏ فعالیتهای تجاری به مجموعه CAD/CAM ،یک‏ CIMS باسیکل جریان کار نشان داده شده در شکل(3)خواهیم داشت.

 

(به تصویر صفحه مراجعه شود) به طور کلی فرایند به کارگیری CIMS به صورت ذیل طبقه‏بندی شده است:

*استفاده بیشتر از ماشین آلات؛ *کاهش نیروی کار مستقیم و غیرمستقیم؛ *کاهش زمان تحویل تولید؛ *پایین آمدن سطح موجودی در جریان؛ *انعطاف‏پذیری در برنامه‏ریزی؛ *کاهش ضایعات ناشی از حمل‏ونقل به مقدر قابل توجه؛ *بالا رفتن درجه قابلیت اطمینان محصولات؛ *قابلیت کارکرد تمام نور(24 ساعته).

در این مقاله در بخش دوم جایگاه کامپیوتر در این سیستم‏ها بررسی می‏شود.بخش سوم‏ رابطه بین CIMS و عملیات تجاری مختلف‏ مورد بررسی قرار می‏گیرد.از آنجا که در تدوین‏ این مقاله نگرش کاربردی بوده است.بخش‏ چهارم به اجرا و مراحل اجرای CIMS اختصاص‏ دارد.در بخش پنجم نیز به نتیجه‏گیری اختصاص‏ یافته است.

2-جایگاه کامپیوتر در یک CIMS

در سیستم‏های CIM کامپیوتر دارای دو خصوصیت قدرتمند است:

الف)انعطاف‏پذیری در برنامه‏ریزی موارد متغیر به صورت بی‏واسطه و مستقیم؛ ب)بهینه‏سازی لحظه‏به‏لحظه به صورت‏ بی‏واسطه و مستقیم.

این دو خصوصیت نه تنها برای اجزا سخت‏افزاری سیستم بلکه برای اجزا نرم‏افزاری‏ آن و نه تنها برای قسمتهای مختلف فعالیت تولید بلکه برای کلیه سیستم تولید است.

کامپیوتر در یک CIM فعالیتهای زیر را انجام‏ می‏دهد:

*کنترل ماشین؛این فعالیت غالبا با به کارگیری‏ CNC صورت می‏گیرد؛ *کنترل عددی مستقیم (DNC) ؛ *کنترل تولید؛در منطقه بارگزاری و باربرداری‏ یک واحد ورود اطلاعات (DATA ENTRY UNIT) یا به عبارتی یک DEU برای برقراری‏ ارتباط ما بین کامپیوتر و اپراتور قرار داده شده‏ است. *کنترل ترافیک؛کنترل ترافیک از طریق‏ کلیدهایی که در نقاط انشعابی و نقاط مستهلک‏ شده واقعند صورت می‏گیرد؛ *کنترل رفت‏وآمدها (SHUTILE CONTROL) ؛هر سیستم رفت‏وآمد باید با  سیستم‏های یکپارچه تولید کامپیوتری هم‏ رابط فیزیکی کامپیوترهای موجود در شرکت است و هم ارتباطات سود بخش‏تری‏ بین نواحی وابسته ایجاد می‏کند.

سیستم حمل‏ونقل سازگار بوده با عملکرد ماشینهای مربوطه تطابق زمانی داشته باشد؛ *نظارت بر سیستم حمل‏ونقل؛ *کنترل ابزار؛این فعالیت به معنی دنبال کردن‏ رد ابزارآلات در هر ایستگاه و نظارت بر طول‏ عمر ابزارهاست؛ *نظارت و گزارش‏دهی از سیستم عملکرد.

3- CIMS و عملیات تجاری

در این بخش جایگاه عوامل تجاری مختلف‏ در CIMS مورد بررسی مختصر قرار می‏گیرد. عوامل تجاری بررسی شده عبارتند از:

3-1)برنامه‏ریزی فرایند به کمک کامپیوتر (COMPUTER AIDED PROCESS PLANNING) یا CAPP ؛ 3-2)سیستم‏های کنترل عددی‏ (NUMERICAL CONTROL SYS.) ؛ 3-3)روباتها (ROBOTICS) ؛ 3-4)کنترل موجودی (INVENTORY CONTROL) ؛ 3-5)نیروی کار (HAMAN LABOUR) ؛ 3-6)حمل‏ونقل مواد (MATERIAL HANDLING) ؛ 3-7)کیفیت (QUALITY) ؛ 3-8)ارتباطات (COMMUNICATIONS) .

اکنون به شرح یکایک این فاکتورها پرداخته‏ می‏شود. 3-1برنامه‏ریزی فرایند به کمک کامپیوتر

برای ساده‏سازی فعالیت برنامه‏ریزی فرایند و انجام این فعالیت به صورت کارآتر و موثرتر می‏توان از کامپیوتر کمک گرفت.برنامه‏ریز از طریق CAPP می‏تواند برنامه‏ها مناسب را انتخاب کرده،تغییرات لازم را-بسته به نیاز-بر روی آن انجام دهد.بنابراین‏جایگاه CAPP -با هدف بالا بردن بهره‏وری-ضرورتا ما بین CAD و CAM و مرتبط با تکنولوژی گروهی (GROUP TECHNOLOGY) یا به عبارتی GT است. CAPP همچنین به عنوان پرازشگر و ساده‏کننده‏ پرونده‏های عملکردهای مدیریتی به کار می‏رود و جوانب دفتری کار برنامه‏ریزی فرایند را سریعتر پیش می‏برد و البته کارآتر.به طور کلی در برنامه‏ریزی فرایند تعاریف قطعات،فرایندهای‏ تولید،ماشین‏آلات و...به سیستم کامپیوتری وارد می‏شود و سیستم برنامه فرایند جدیدی را به عنوان خروجی ارائه می‏دهد.این برنامه ربطی‏ به برنامه‏های اولیه نداشته و از نظر تئوریک، پیشینه برنامه‏ها محدود نمی‏شود.

به کارگیری CAPP فواید بسیاری دارد؛ من‏جمله آنکه به تولیدکننده کمک می‏کند با استفاده بهتر از تجهیزات سرمایه‏ای خود،کاهش‏ هزینه‏های تولید و زمانهای تحویل را نیز به همراه‏ داشته باشد.لازم به ذکر است که در محیطی که‏ CAM کاملا به کار گرفته شده است،فرایندهای(به تصویر صفحه مراجعه شود) تولید اتوماتیک در حال جریان می‏تواند بخشی از CIM محسوب شوند که در آنها تمامی طرحها و فعالیتهای تولید با سیستمهای کامپیوتری‏ مرتبطند.

3-2 CIM و سیستم‏های کنترل عددی

در محیط CIM ،سیستم‏های اتوماتیک قابل‏ برنامه‏ریزی روشهایی برای تعدیل سرمایه‏های‏ اطلاعاتی و سرمایه‏های ثابت شرکت تولیدی‏ ارائه می‏دهند.

امروزه قابلیت درک تغییرات روی داده در تولید برای همه سطوح مدیریت حائز اهمیت‏ است.بدین منظور لازم است اطلاعات دقیق و به‏ موقع از فرایندهای تولید جاری و استانداردهای‏ صننعتی و شرکتی به کار گرفته شده در رابطه با داده‏ها و تکنولوژی در دسترس باشند.هم‏ استانداردها و هم اطلاعات(کیفیت و در دسترس‏ بودن آنها)نکات کلیدی سیستم‏های NC موفق‏ هستند.اساس مدیریت منابع اطلاعاتی لازم‏ برای پشتیبانی از محیط CIM در شکل(4)نشان‏ داده شده است.

به طور کلی منظور از کنترل عددی،کنترل‏ فرایندها با به کارگیری ارقام و نمادهاست.این‏ نکته بسیار حائز اهمیت است که NC روشهایی‏ برای کنترل ماشینها و فرایندها ارائه می‏دهد و به خودی خود روش فرایند تولید نیست.در این‏ راستا-منظور روش فرایند تولید است- CNC ها، DNC ها،سنسورها،و اتوماسیون‏ انعطاف‏پذیر (FLEXIBLE AUTOMATION) به کار گرفته شده‏اند.

انعطاف‏پذیری مورد انتظار اتوماسیون قابل‏ برنامه‏ریزی سطح کارخانه،از برنامه‏ریزی‏ استراتژیک حاصل می‏شود.درحالی‏که‏ سیستم‏های اتوماتیک با حد اعلای پتانسیل‏ خودکار می‏کنند،مدیریت بحران-قاعده‏ای که‏ در بسیاری از واحدهای تولیدی وجود دارد



دسته بندی ها
آمار بازدید از سایت
  • تعداد بازدیدکنندگان: 197028